در این پژوهش متغیرمستقل فرهنگ سازمانی و مولفه های آن می باشد. و متغیر وابسته مدیریت مشارکتی و خرده مقیاس های آن ( عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی، عوامل محیطی و همکاران) است و هر دو متغیر دارای سطح اندازه گیری فاصله‎ای و متغیرهایی کمی و پیوسته هستند.

1-7-1- متغیر مستقل: در این پژوهش فرهنگ سازمانی و مولفه های آن متغیرمستقل میباشند.
تعریف نظری متغیر مستقل: مقصود از فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می‌شود. (رابینز،1374،973)
تعریف عملیاتی متغیر مستقل: نمره ای است که از پرسشنامه فرهنگ سازمانی بدست می‎آید.
1-7-2- متغیر وابسته: در این پژوهش مدیریت مشارکتی و خرده مقیاس های آن متغیر وابسته می باشند.
تعریف نظری متغیر وابسته: نظام مدیریت مشارکتی ، نظام همکاری فکری و عملی کلیه کارکنان یک سازمان با سطوح مختلف مدیریتی آن سازمان است . (طوسی،1372،9)
تعریف عملیاتی متغیر وابسته: نمره ای است که از پرسشنامه مدیریت مشارکتی بدست می‌آید.
1-8- طرح تحقیق
روش تحقیق یک فرایند نظام‌مند برای یافتن یک پرسش یا راه حل یک مساله است. روش تحقیق، مجموعه‌ای از قواعد، ابزار و راه‌های معتبر (قابل اطمینان) و نظام یافته، برای بررسی واقعیت‌ها، کشف مجهولات، یافتن روابط و دست‌یابی به راه‌حل مشکلات است (خاکى، 1384، 201).
تحقیق حاضر از نوع تحقیق موردی و از لحاظ هدف کاربردی بوده و روش آماری مورد استفاده در آن، روش توصیفی و از نوع پیمایشی می‌باشد. درتحلیل آمار توصیفی، عمل تعمیم به افراد گروه خاصی که مورد مشاهده قرار گرفته‌اند، محدود می‌شود و در مورد افرادی که خارج از این گروه قرار می‌گیرند، هیچ نتیجه‌ای گرفته نمی‌شود و میان افراد این گروه و کسانی‌که در خارج از آن هستند، هیچ‌گونه شباهتی فرض نمی‌شود. تحقیق توصیفی شامل مجموعه روشهایی است که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. (پاشا شریفی، 1386).
در تحقیق حاضر نیز که به ” ارائه چارچوبی برای بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی خوزستان” پرداخته می‌شود، از طرح تحقیق توصیفی از نوع زمینه‌یابی یا پیمایشی استفاده به عمل آمده است و پژوهشگر خواهان بررسی نحوه رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی خوزستان می باشد و در این راستا از 120 نفر از کارمندان سازمان نظرسنجی به عمل آورده و هیچ کدام از متغیرهای تحقیق را مورد دستکاری قرار نداده است.
در این پژوهش با استفاده از ابزارهای جمع‌‎آوری اطلاعات مانند مطالعه گزارش‌ها و متون مربوطه، مراجعه به کتابخانه‌ها و تحقیقات انجام گرفته و کاوش رایانه‌ای در ارتباط با موضوع و از طریق توزیع پرسشنامه در بین کارمندان سازمان، اطلاعات مورد نیاز تحقیق جمع‌آوری و با استفاده از مدل های آمار ی توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار SPSS ، پرسش‌های اصلی و فرعی تحقیق مورد آزمون و تحلیل قرار می‌گیرند.
1-9- قلمرو تحقیق
1-9-1- قلمرو موضوعی :
قلمرو موضوعی تحقیق بررسی ارتباط بین فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان در 6 ماهه اول سال 91 می باشد.
1-9-2- قلمرو مکانی:
قلمرو مکانی تحقیق سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان می‌باشد.
1-9-3- قلمرو زمانی:
قلمرو زمانی این تحقیق بر اساس اطلاعات 6 ماهه اول سال 91 می‌باشد.
1-10- ابزارهای گردآوری داده‌ها
ابزارهای گوناگونی برای گردآوری داده‌های این تحقیق به کار گرفته شده است. در بخش ادبیات و مبانی نظری تحقیق از اطلاعات کتابخانه‌ای و با بهره‌گیری از منابع فارسی و لاتین، فصل‌نامه‌ها و مقاله‌های علمی و تخصصی مدیریت و سایت‌های مختلف اینترنت ، پیشینه تحقیق و نظریاتی که راجع به موضوع فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی وجود دارد، استفاده گردیده است.
جهت گردآوری داده‌های تحقیق و استخراج اطلاعات مورد نیاز، دو پرسشنامه در چارچوب مبانی نظری تنظیم گردید . سپس پرسشنامه ها درمیان 120نفر از کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان توزیع شد و داده های به دست آمده با بهره گیری از تکنیک های آماری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . در پایان با انجام این مراحل ارتباط بین فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان بررسی گردیده است.
به منظور گردآوری داده های موردنیاز در زمینه مدیریت مشارکتی سازمان، از یک پرسشنامه پژوهشگرساخته حاوی 50 سؤال پنج گزینه‌ای در طیف لیکرت استفاده می شود.
به منظور گردآوری داده های موردنیاز در زمینه فرهنگ سازمانی از یک پرسشنامه محقق‌ساخته و بر مبنای الگوی رابینز ، مشتمل بر 29 سؤال و در طیف لیکرت استفاده شده است. که از مجموع 29 سؤال نمره کل فرهنگ سازمانی بدست می‌آید.
1-11- جامعه آماری
جامعه آماری عبارت است از مجموعه‌ای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان که درحدود 1000 نفر هستند، می باشد.
1-12- روش تحلیل داده‌ها
با توجه به متغیرهای پژوهش که ، فرهنگ سازمانی و مولفه های آن متغیر مستقل و مدیریت مشارکتی و خرده مقیاس های آن ( عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی، عوامل محیطی و همکاران) متغیر وابسته می باشند و هر دو دارای سطح اندازه گیری فاصله‎ای و متغیرهایی کمی و پیوسته هستند ، در راستای تحلیل داده‎ها و پاسخ به سئوالات اصلی و فرعی تحقیق، از مدل آماری رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شده است.
1-13- تعاریف واژه های تحقیق
1-13-1- فرهنگ1: فرهنگ را ادوارد تایلور (????-????)، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه? خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند. (تیلور،1966،1)
1-13-2- فرهنگ سازمانی2: مقصود از فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می‌شود. (رابینز،1374،973)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-13-3- مدیریت مشارکتی3: فرآیند درگیری کارکنان در تصمیمهای استراتژیک و تاکتیکی سازمان ، که به صورت رسمی ، غیر رسمی ، مستقیم ، غیر مستقیم ، با درجه ، سطح و حدود مشخصی اتفاق می افتد . (والایی شریف ، 1384 ،ص 7 ). نظام مدیریت مشارکتی ، نظام همکاری فکری و عملی کلیه کارکنان یک سازمان با سطوح مختلف مدیریتی آن سازمان است . (طوسی،1372،9)
1-14- جمع بندی فصل:
در فصل اول موضوع تحقیق و ضرورت انجام تحقیق تشریح شده و در ادامه پس از بیان سئوالات اصلی و فرعی تحقیق ، اهداف اصلی و فرعی و فرضیه های اصلی و فرعی تحقیق ،روش تحقیق، قلمرو تحقیق، متغیرهای تحقیق، ابزار گردآوری و تحلیل داده‌ها و درانتها تعاریف واژه‌های کلیدی پژوهش آورده شده است.
فصل دوم
مبانی نظری و چارچوب تحقیق
مقدمه
به منظور بررسی ارتباط بین فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان ، لازم است مروری تئوریک بر مباحث مطروحه صورت گیرد. بدین منظور در این فصل ابتدا در بخش اول، فرهنگ سازمانی، انواع آن و مدل های آن به اختصار بیان خواهد شد و سپس در بخش بعدی این فصل به مبحث مدیریت مشارکتی و عوامل مؤثر بر این موضوع می پردازیم. و همچنین مروری بر تحقیق های انجام گرفته در این زمینه تا به حال خواهیم داشت. در نهایت در انتهای این فصل نیز مختصری به معرفی سازمان جهاد کشاورزی پرداخته خواهد شد.
بخش اول: فرهنگ سازمانی
2-1-1- مقدمه
فرهنگ سازمانی بر تمامی جنبه های سازمان تأثیر می گذارد. مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که فرهنگ بر تدوین اهداف، استراتژی، رفتار فردی، عملکرد سازمانی، انگیزش، رضایت شغلی، خلاقیت و نوآوری، نحوه تصمیم گیری و میزان مشارکت کارکنان در امور، میزان فداکاری و تعهد، سخت کوشی و مانند آن ها تأثیر می گذارند. همچنین مطالعات نشان می دهد که شرکت های موفق دارای فرهنگ سازمانی قوی و مؤثر بوده اند. به طور کلی در سازمان پدیده ای به دور از نقش و اثر فرهنگ سازمانی وجود ندارد و به ویژه فرهنگ مدیران بر تدوین اهداف، تعیین استراتژی ها و طراحی سازمانی بسیار مؤثر است. ماهیت اصلی بیشتر فرهنگ ها به تعامل بین کارکنان و سازمان مربوط می شود (گیانکولا، 2008، ص 55).
علت موفقیت شرکت های معتبر آمریکایی چیست؟ چگونه این شرکت ها توانسته اند موفق باشند درحالی که رقبایشان شکست خورده اند؟ عامل کلیدی موفقیت این شرکت ها بسیار ناملموس، کم سر و صدا و پنهان ولی بسیار قدرتمند است؛ (کویین و کامرون ، 2006، ص 3).
در تحقیقات انجام گرفته، ارتباط قوی بین فرهنگ سازمانی ، اثربخشی شخصی و اثربخشی رهبری مشاهده شده است (کیوانتس و بوگلارسکی، 2007، ص 204). در تدوین استراتژی سازمان، شناخت فرهنگ سازمانی نقش مهمی ایفا می کند (هدایتی، 1385،ص 2). برای شناخت سازمان و رفتارها و عملکرد کارکنان، شناخت فرهنگ گامی اساسی و بنیادی است. برای انجام هرگونه اقدامی در سازمان توجه به فرهنگ امری ضروری است، زیرا با اهرم فرهنگ به سادگی می توان انجام تغییرات را تسهیل کرد و جهت گیری های جدید را در سازمان پایدار نمود؛ حتی در بعضی از تعاریف برای بیان تغییرات برنامه ریزی شده به تغییر فرهنگ اشاره شده است (الوانی، ،1383، ص 48). فرهنگ سازمانی نقش غیر قابل انکاری در موفقیت تغییرات کسب و کارها ایفا می کند (فیلیپ و مکوون،04 20، ص 625-624).
بنابراین، تأثیر فرهنگ سازمانی بر کارکنان و اعضای سازمانی به حدی زیاد است که با بررسی زوایای آن می توان نسبت به چگونگی احساسات، رفتار و نگرش اعضای آن پی برد و عکس العمل احتمالی آنان را در مورد اتفاقات آتی مورد پیش بینی قرار داد.
2-1-2- مفهوم و تعریف فرهنگ
کلمه فرهنگ مرکب از دو جزء “فر” و “هنگ” به معنای کشیدن و نیز تعلیم و تربیت می باشد. در زبان های انگلیسی و فرانسوی واژه Culture به کار می رود و معنای آن کشت و کار و یا پرورش بوده است و هنوز هم در اصطلاحات کشاورزی و باغداری به همان معنا به کار می رود و در زبان های رومانیایی و انگلیسی تا دیر زمانی واژه تمدن را به جای فرهنگ به کار می بردند و از آن معانی پرورش، بهسازی، تهذیب یا پیشرفت اجتماعی استنباط می کردند. اما امروزه اصطلاح فرهنگ از نظر تنوع و وسعت معانی و سیر تاریخی و برداشت ادبی چنان ابعاد گسترده ای یافته است که دیگر نمی توان آن را محدود به مفهوم “دانش و تربیت” دانست (روح الامینی، 1368، ص 1).
اغلب انسان شناسان و جامعه شناسان در برخورد با مفهوم فرهنگ به طور ضمنی و صریح اذعان می نمایند که تعریف فرهنگ کار چندان ساده ای نیست (ویلیامز 1997، بی 1974، هریس 1980، آرچر 1992، استوری 1993، هال ونیتر 1993).
تخمین زده می شود که تاکنون بیش از 400 نوع تعریف از فرهنگ ارایه شده است. اما تعاریف مشترکی می توان یافت که حالت ساده تری داشته و قابل فهم تر هستند. فرهنگ به مجموع ویژگی های رفتاری و عقیدتی قابل اکتساب در اعضای یک جامعه خاص تعریف کرد که واژه تعیین کننده در این تعریف همان “اکتسابی بودن” است که فرهنگ را از رفتاری که نتیجه وراثت زیست شناختی است متمایز می ساز. (آرگون، 1377).
یکی از تعاریف نسبتاً جامع از فرهنگ توسط ادوارد بارنت تیلور4 ارائه شده است، به اعتقاد این مردم شناس انگلیسی، فرهنگ عبارت است از “مجموعه ای پیچیده از علوم، دانش ها، مفاهیم، افکار، اعتقادات، قوانین و مقررات، آداب و رسوم، سنت ها و به طور خلاصه، کلیه آموخته ها و عاداتی که یک انسان به عنوان عضو جامعه اخذ می کند” (ایران زاده، 1377، ص 2).
پارسونز5 نیز فرهنگ را الگویی می داند که به رفتارها و فرآورده های کنش بشری مربوط است و می تواند به ارث برسد، یعنی بدون دخالت ژن ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود (آشوری، 1380، ص 54).
استانلی دیوبس معتقد است انسانهایی که در یک نظام اجتماعی کوچک یا بزرگ تر زندگی می کنند دارای باورها، اعتقادات، ارزش ها، سنت ها و هنجارهای مشترکی هستند که در مجموع، فرهنگ آن نظام اجتماعی را تشکیل می دهند (میرسپاسی، 1373،ص 5).
مارگارت مید6 فرهنگ را اینگونه تعبیر کرده است: “مجموعه ای از رفتارهای آموختنی، باورها، عادات و سنن که میان گروهی از افراد مشترک است و به گونه ای متوالی توسط دیگران که وارد آن جامعه می شوند آموخته و به کار گرفته می شود (فرهنگی، 1380، ص 32).
دکتر علی شریعتی فرهنگ را شامل مجموعه ای از تعابیر فکری، غیرمادی، هنری، تاریخی، ادبی، مذهبی و احساسی در شکل علائم، سمبل ها، سنت ها، رسوم و شعائر یک ملت می داند که در جریان تاریخ به شکل واحدی انباشته شده است (پور آرمن، 1380).
2-1-3- سطوح و حوزه های فرهنگ
آگبورن7 فرهنگ را در دو سطح طبقه بندی نموده است:
1- سطح مادی شامل جنبه های عینی، مادی و ظاهری فرهنگ و زندگی روزمره همچون انواع غذاها، خانه ها، مواد خام ملموس و محسوس و قابل اندازه گیری را شامل می شود.
2- سطح غیرمادی شامل زبان، هنر، آداب و رسوم، اعتبارات و ارزش ها می باشد.
اشنایدر و بارسو8 حوزه های فرهنگ را به 7 حوزه تقسیم کرده اند:
1- فرهنگ منطقه ای: که برخاسته از پیوندهای قومی، جغرافیای، مذهبی، زبانی و تاریخی است.
2- فرهنگ ملی (درون مرزها): که در آن عوامل جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی، زبان و مذهب موجب رشد و تکامل فرهنگ های منطقه ای شده اند.
3- فرهنگ ملی (برون مرزها): در این حوزه شباهت های میان فرهنگ ها موجب پیدایش فرهنگ های منطقه ای می شود که فراتر از مرزهای ملی است.
4- فرهنگ صنعتی
5- فرهنگ حرفه ای
6- فرهنگ وظیفه ای
7- فرهنگ سازمانی: که در آن نتیجه تأثیر و نفوذ شخصیت های بنیان گذار رهبران برجسته تاریخ و منحصر به فرد سازمان و مراحل توسعه آن می دانند ( اعرابی و ایزدی، 1379، ص 109).
2-1-4- تعریف سازمان
تعاریف متعددی از سازمان ارائه شده است. عده ای سازمان را تشریک مساعی و همکاری گروهی از افراد برای رسیدن به هدف یا هدف های تعیین شده می دانند. به اعتقاد برخی دیگر سازمان ها محل تجمع مردمی هستند که با هم طبق یک سازمان هماهنگ و مصوب کار می کنند تا هدف و هدف های سازمانی را تحقق بخشند (بارنی و گریفین، 1999، ص 5) سازمان ها ترتیبات اجتماعی برای کنترل عملیات رسیدن به هدف های جمعی اند (هوزینسکی و باچنن، 1991، ص 7).سازمان ها محل خلق مدیریت های آگاهانه و ترتیبات لازم برای تحقق بخشیدن هدفها بوسیله ابزارهای جمعی اند (تامسون و هگ، 1995، ص 3). بنابراین در همه تعاریف یک محور مشترک وجود دارد و آن محور جمعی و اجتماعی و مردمی سازمان است که به عنوان یک ابزار اصلی برای تحقق هدف های سازمان نیاز به هماهنگی دارد.
شاید بتوان در تعریفی کامل گفت سازمان سیستمی اجتماعی است که مرزهای نسبتاً مشخصی دارد و با اجزایی هماهنگ، به طور آگاهانه و مستمر جهت تحقق اهداف خاص خود فعالیت می کند.
در سازمان رکن اصلی این نیست که مجموعه ای از سیاست ها و رویه ها ارائه گردد. در تعریف سازمان بر دو واژه پدیده اجتماعی و حد و مرز نسبی مشخص تأکید می گردد. واژه پدیده اجتماعی بیانگر آن است که واحد فوق از گروه ها و یا افراد تشکیل شده است که تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر دارند، این تأثیرهای متقابل یکباره ایجاد نشده اند بلکه با مطالعه و بررسی قبلی می باشد از این رو سازمان موجودی اجتماعی است. بگونه ای که باید میان اعضای آن توازن ایجاد کرد تا از دوباره کاری و اعمال زاید جلوگیری گردد و البته در عین حال وظایف اصلی به طور کامل اجرا می گردد، از این رو نیاز به ایجاد هماهنگی متقابل میان اعضا می باشد (سید جوادین، 1383، ص16). سازمان از افراد و رابطه ای که با یکدیگر دارند تشکیل می شود. هنگامی که افراد برای انجام وظایفی ضروری در جهت تأمین هدف ها با یکدیگر روابط متقابل برقرار می کنند، سازمان بوجود می آید.
در سیستم های مدیریت کنونی به اهمیت منابع انسانی توجه می شود و تازه ترین روش ها به گونه ای طرح ریزی می شود که اختیارات بیشتری به کارکنان واگذار شود و آنها بتوانند از فرصت ها استفاده های بیشتری ببرند، در تأمین هدف های عمومی مطالبی جدید بیاموزند و نقشی فعال تر بر عهده گیرند ( علی پارساییان و سیدمحمد اعرابی، 1377، ص 19).
2-1-5- تعاریف فرهنگ سازمانی
هست? اصلی فرهنگ سازمانی را ارزش هایی تشکیل می دهند که اعضای سازمان همگی باهم در آن مشترک هستند و براساس این ارزش ها، رفتارهای درون سازمانی شکل می گیرند(حاجی کریمی، 1383، ص 108).
فرهنگ مجموعه ای از ارزش های کلیدی است که توسط اعضای سازمان به طور گسترده پذیرفته شده است (سویی و دیگران، 2006، ص 4).
برخی دیگر بر روی بخشهای نامحسوس و نانوشته در سازمان متمرکز شده اند؛ لذا فرهنگ را همان چیزی می دانند که به عنوان یک پدیده درست، به اعضای تازه وارد آموزش داده می شود و نشان دهنده بخش نانوشته و نامحسوس سازمان است (هادیزاده مقدم و حسینی، 1383، ص 79).
فرهنگ سازمانی فلسفه ای است که خط مشی سازمان را به سمت کارکنان و مشتریان هدایت می کند(الوانی ، 1383، ص 47).
دنیسون9، فرهنگ سازمانی را نیروی قدرتمندی می داند که نحوه عمل کردن و چگونگی عملیات ها را تعیین می کند (دنیسون، 1984).
کونتز10 فرهنگ سازمانی را عبارت از الگوی عمومی رفتارها ،باورها، تلقی مشترک و جمعی ارزشهایی که اکثر اعضای سازمان در آن سهیم اند و شریک اند، دانسته است (کونتز، 1990، ص 206).
شفریتز11 فرهنگ سازمانی را الگویی از فرضیه ها اساسی میداند که به خوبی تعریف شده اند و به اعضای جدید تحت عنوان روش صحیح ادراک، اندیشه و احساس در رابطه با مشکلاتشان یاد داده می شوند (شفریتز، 1987).
ریچارد موریس12 فرهنگ سازمانی را اعتقادات نسبتاً ثابت ارزش ها و ادراکات مشترک که توسط اعضای سازمان حفظ می گردد تعریف می کند (موریس، 1992، ص 28).
جورج گوردون13 فرهنگ سازمانی را به عنوان مجموعه ای از فرضیه ها و ارزش های سازمان می داند که به طور گسترده رعایت می شود و به الگوی رفتاری خاص منجر می گردد (گوردون، 1991، ص 397).
آرتور شارپین14 فرهنگ سازمانی را عبارت می داند از “سیستمی متشکل از ارزش ها (چه چیزی اهمیت دارد و چه چیزی مهم نیست) و عقاید (افراد چگونه عمل می کنند) که در ارتباط با نیروی انسانی، ساختار سازمانی و سیستم کنترل می باشد و در نتیجه هنجارهای رفتاری را در سازمان شکل میدهد (شارپین، 1985، ص 102).
آرجریس15 فرهنگ سازمانی را نظامی زنده می خواند و آن را در قالب رفتاری که مردم در عمل از خود آشکار می سازند، راهی که واقعاً بر پایه آن می اندیشند و احساس می کنند و شیوه ای که واقعاً با هم رفتار می کنند، تعریف می کند (زارعی، متین، 1373، ص 51).
استیفن رابینز16درویرایش نهم کتاب رفتارسازمانی خود درمورد فرهنگ سازمانی می‎نویسد:”فرهنگ سازمانی به سیستمی از مصادیق، خصوصیات اساسی(نوآوری و ریسک پذیری، توجه به فرعیات، توجه به نتایج، توجه به افراد، تیم مداری، جاه طلبی و ثبات)اطلاق میشود که برای سازمان ارزش دارند هرکدام ازاین خصوصیات برروی طیفی از کم تا زیاد قرار میگیرند. اگر سازمان ازنظر این هفت خصوصیت بررسی شود تصویر کاملی ازاحساسات‌وادراکات مشترک که اعضاء در مورد سازمان دارند، بدست می آید(رابینز، 2002).
وندل فرنچ17 در تعریف فرهنگ سازمانی می گوید: “فرهنگ سازمانی بر ارزش ها، اعتقادات، فرضیه ها، افسانه ها و مقاصدی که به طور گسترده در سازمان پذیرفته شده اند دلالت می کند” و اجزاء فرهنگ سازمانی را به شرح زیر تعریف می کند:
عقیده: عبارت است از تأیید و پذیرش صحت چیزی.
فرضیه: داستان کهن که می تواند مطمئن، تا حدودی مطمئن یا خیالی باشد.
هنجار: قاعده نامکتوب و غیرمدون در مورد نحوه رفتار کردن افراد است.
مقصد: مأموریت سازمان یا نتیجه مورد انتظاری که کارکنان سازمان آن را دنبال می کنند.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید